لسان الملك سپهر

12

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

مشهور گشت چنان كه و اتّخذوا من مقام ابراهيم « 1 » به شرافت آن مقام گواه است . و چون آن بنا به پايان رسيد قبول آن سعى مشكور را به مفاد و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل ربّنا تقبّل منّا انّك انت السّميع العليم « 2 » مسئلت فرمودند ، بعد از آن جبرئيل شرايط مناسك و آداب حج بديشان آموخت ، چنان كه هنوز بدان روش برقرار است مقرّر است . و چون ابراهيم به مقام حجر الاسود رسيد با پسر فرمود كه سنگى در خور اين موضع حاضر كن ، اسماعيل رفته سنگى آورد ، حضرت خليل فرمود : سنگى از اين نيكوتر مىبايد ، در اين كرّت چون اسماعيل طلب سنگ را آهنگ كرد صدائى از كوه ابو قبيس برآمد كه : اى ابراهيم ترا نزد من وديعتى است و حجر الاسود را كه جبرئيل هنگام طوفان در آن جبل پنهان كرده بود تسليم ابراهيم عليه السّلام نمود ، و آن حضرتش به جاى خود استوار فرمود . و توليت آن بقعهء شريفه را به اسماعيل مفوّض داشت و او را از قبل خود در مكّه خليفه گذاشت ؛ و هر سال در موسم حج طىّ مسالك نموده در مكّه به مراسم مناسك قيام مىفرمود . وفات هاجر مادر اسماعيل سه هزار و چهارصد و سى و سه سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود از اين پيش مرقوم شد كه قبيلهء بنى جرهم در نزد اسماعيل و هاجر مستقر شده آن مأمن را وطن گرفتند و آن حضرت در ميان ايشان نشو و نما يافته تا به مرتبهء رشد و حد بلوغ رسيد ، آنگاه هاجر مادر اسماعيل به سراى ديگر انتقال نمود و آن حضرت پس از وفات مادر تنها بماند ، پس به صلاح و صوابديد رؤساى جرهميه ، عمره بنت اسد بن اسامه را كه از قبيلهء عمالقه بود به زنى بگرفت و چندى با وى روز گذاشت تا آن هنگام كه ابراهيم از شام عزم ديدن فرزند فرمود و ساره از وى پيمان گرفت كه در

--> ( 1 ) . بقره 125 : مقام ابراهيم را [ جايگاه نماز ] قرار دهيد . ( 2 ) . بقره ، 127 : هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايه‌هاى خانهء كعبه را بالا مىبردند ، پروردگارا از ما بپذير كه تو شنواى دانايى .